برای گربه ام

برای گربه ام

 

ای آنکه یک شب بی خبر رفتی
ای آنکه تاک آشنایی را ؛
از خوشه ی انگور مستی ها ، تهی کردی.
رفتی، شنیدم هر کجا رفتی
 در آسمان رنگ ریا دیدی.
با هر لبی چون آشنا گشتی
صد خنده ی ناآشنا دیدی.

 

بازآ، که می دانم پشیمانی.
بازآ، به یاد ماجراهایی که می دانی ...
چون گربه ، پنهان شو در آغوشم .