خاکستر

خاکستر

 

 تا بیدارتر شوم
 بنشین و بنشان
 کبوتران دستت را بر زخم شانه هام .
 اگر استواری بر این باور
            که
نان از سنگ نمی روید *
و صلیب سکوی آسمان هاست
 پس ، پیشانی بلندت  را
 تا روشنی گیرد از این اخگر
 بسپار به صلیب خاکستر .

 

 در این مثلث به یقین گام بسپار
 گونه ی چپت را پیش آر
 تعمید کن به شرف کلام
 همچون ،
 وجدان بیدار ِتیغ خفته در  نیام ،
 که عشق به انسان
 پاداش آنان که
             از مرگ نمی هراسند
            و تنها
            به مرگ می اندیشند .

 

اشاره به باب چهارم انجیل لوقا :
اما عیسی پر از روح القدس بوده  از اردن مراجعت کرد و روح او را به بیابان برد | و مدت چهل روز ابلیس او را تجربه می نمود  و در آن ایام چیزی نخورد  چون  تمام شد آخر گرسنه گردید |  و  ابلیس بدو گفت اگر پسر خدا هستی این سنگ را بگو تا نان گردد | عیسی در جواب وی گفت مکتوب است که انسان به نان فقط زیست نمی کند بلکه بهر کلمه ی خدا | پس ابلیس ....