در استوای آب

در استوای آب

 

به انقطاع راه می بُری ای سیم ماهی
 و به هنگام
 خطی که تا جهان می شکافد.

 هان ! دریای نقره
در کدام مرجان ، پنهان می مانی
گاه  که وال ها در ژرفایند
 و زوبین ها آب سپار .

 

 در استوای آب می مانم و گوش ها ، تشنه ی ترّنُم .

 

کدام رود ، به کدام دریا
 خطی که تا جهان می شکافد
 می فریبد ؟