سفر

سفر

 

 خوشگوترین  پرنده ی  جنگل
 در ژرف آبگینه  اسیر کلام  شد
منقار واگشود  و پیامی داد
 - جفت  منی اگر
 با سایه ات بپر .

  دیدم  غروب  جلد
  از آبگیر  صاف گذر کرد
پرنده  از نُک  سرسبزه ها  نظر می کرد
 پرنده  سایه سی مرغ را سفر می کرد .