عاشقانه 6

عاشقانه 6

 

 من همان عاشق دیرینم
 و عصر های دیدار همانگونه دلپذیر و خاکسترین .
 اگر هوای دوباره آمدنت هست
 دامن بلند بپوش و سندل به پای کن .
 که در گذرگه متروک
 تمشک های  وحشی گسترانیده اند .
 از بانگ سگ ها آشفته مشو .
 دیریست  که بوی تو را می جویند
 این  وفاداران
 حضور دوست را بر من مژده می دهند .