پرسش

پرسش

 

 بیدار مانده  در نفس آبی پگاه
 گلدسته های شهر :
- این شاعران شعر نیایش -
 رنگین کاشیان  معتاد
 در دودناک شعر نیایش، نشسته گرم .
در زیر پای خویشتن  احساس می کنم
 سیاره ی زمین  را با جاودانگیش
 با انس رنگ های  غریبش
 با بیکرانگیش.

 

 این آشیان در هم موج و صدا و نور
 این لانه ی عظیم ترین سکوت ها
 در مرز کائنات - که انسانش -
تنها نشسته می گرید .
 تنها نشسته می گرید .

 

 من فکر می کنم
 با این ستاره پرتو اندیشه گر نبود ؟

 

« در پگاه پر شکوه  میدان شاه اصفهان قدم می زدیم  کاشی های محتشم  غنی  تر از سرود  نیایش  بود . من با  جذبه رنگها مصرع اول  قطعه را زمزمه کردم . در فرصتی دیگر  من و دوست شاعرم « رؤیا »  قطعه  را به صورتی که  می خوانید  به انجام آوردیم . هفت مصراع  آغاز شعر از من و بقیه از رؤیا اس