پیغام خاک

پیغام خاک

 

 هنگام آن رسیده که تقویم باد سرد
 در وازه های ساکت بهمن را
از لحظه های یاس تهی دارد
 و همراه جیوه ی متحرک
 در لوله های تنگ حرارت سنج
 سوی بهار سبز شتابد .
 آوندها - این کوچه های سبز -
 از خواب های قطبی بیدار گشته اند
 و پیغام دوستانه ی ژرفای خاک را
 تا انتهای مویرگ برگ می برند .
ای سبز جاودانه
                        ای کلروفیل    
پیغام خاک را
 با شاخه های منتظر دست من بگو
تا بارور شود .
 تا آفتاب را
 دعوت  کنم  به خانه ی قلبم
 و با سخاوتی که از پدرم ارث برده ام
 زنبیل های  سرشار از سیب نور را
 بخشم به خیل گرسنگان شهر :
 - این شبزیان تنبل بیمار -
 آنان که  بی خبر ز کسان باد کاشتند
 توفان درو کنند
 و توفان
 نظم و شکوه گردش باد آس قریه را
 در هم شکسته است .
 و دشتبان پیر
 در باورش  که این همه آسیب
 تأثیر کوچ کردن  ایمانست
 بر کاغذ گشوده ی خاک زرد
 تکرار واژه های گاو آهن است و خیش
 و قوس های  شاخ بلند گاو
 افراشته است
 پس طاق های نصرت درموکب بهار .